تبلیغات
پدیده های ناشناخته

تصاویر مرگ

 

تصاویر مرگ

 

 

 

نویسنده ای به نام ژاك كازت وقتی در 1788 در میهمانی در پاریس به میهمانان گفت كه سرنوشت بسیاری از انها در انقلابی كه به وقوع خواهد پیوست به اخر خواهد رسید با ناباوری ان ها روبرو شد.

یكی از ان ها با تمسخر گفت:« انقلاب كه نزدیك است شما چشم بسته غیب گفتید.»

كازت به سخنانش ادامه داد، وقتی گفت:« شاه اعدام خواهد شد.» فریاد اعتراض از همه سو بر خواست.

او با دقت به چهره ی نیكلا شامفور، مرد ثروتمندی كه از طبقات پایین برخاسته بود نگاه كرد و گفت:« تو رگت را با تیغ خواهی برید اما 22 ماه بعداز ان خواهی مرد.»

به ماركیز دوكندرسه ریاضیدان و فیلسوف كه با یكی از زیباترین زنان فرانسه ازدواج كرده بود اخطار كرد:« تو بر كف سلول زندان با خوردن سم خواهی مرد.»

یكی از عجیب ترین پیشگوییها برای نمایشنامه نویسی به نام ژان دولا ارپ كه ملحدی سرشناس بود صورت گرفت. كازت پیشگویی كرد كه انقلاب او را به مسیحی مومنی تبدیل خواهد كرد.

شامفور ابتدا در خط انقلاب بود و برای انقلابیون كار می كرد،‌ اما بعد ها از كارهای افراطی او انتقاد و ازكار بركنار شد. در 1793 با خطر زندانی شدن روبرو خواهد شد. سعی كرد خودش را با بریدن رگ هایش بكشد، اما موفق نشد و چند ماه بعد در گذشت.

كندو رسه به عضویت شورای انقلاب در آمد و برای مدتی منشی شورا بود اما بعد ها با حكومت ترور از در مخالفت درامد و از كار بركنار شد. در 1794 دو روز بعد از زندانی شدنش جسد او را بر كف سلولش پیدا كردند. او به همان طریقی مرده بود كه كازت گفته بود. دولا ارپ به زندان افكنده شد. او دچار تغییر حالت شد و ایمان پیدا كرد.

كازت مرگ خود را به دقت پیشگویی كرده بود. نخست توقیف بعد ازادی و دوباره توقیف و سرانجام گیوتین!!!!


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 اردیبهشت 1388    | توسط: آرمان    |    | نظرات()

مراسم بزرگداشت هاین‌لاین

خب این پست نشون می ده که من هنوز زنده ام. اگه سه ماه مطلب نذاشتم همش به خاطره کنکوره. وگرنه من هنوز این وبلاگ رو به همراه خوانندگانش فراموش نکردم. در ضمن, من این مراسم رو میام. حتما!! شما هم اگه دوست داشتید تشریف بیارید, خوشحال می شیم.

مراسم شب هاین‌لاین در سرای اهل قلم

آکادمی فانتزی در اولین برنامه از مجموعه برنامه‌های شب‌های نویسندگان ع.ت.ف. برنامه‌ای تحت عنوان «شب هاین‌لاین» برگزار می‌کند. در این برنامه صاحب‌نظران این عرصه‌ی ادبی به گفتگو درباره‌ی این نویسنده‌ی
بزرگ و آثار وی خواهند پرداخت و احسان عباس‌لو (کارشناس ادبی و منتقد) به بررسی داستان بلند «ستاره‌ی خاموش» اثر هاین‌لاین خواهند پرداخت.

مراسم شب هاین‌لاین در واقع اختتامیه‌ی تم هاین‌لاین است که به صورت حضوری برگزار می‌شود تا از صحبت‌های کارشناسان استفاده کنیم و به نوعی جمع‌بندی کارهای انجام شده در تم هاین‌لاین بر روی وب‌گاه آکادمی فانتزی است.
این برنامه در ساعت ۱۶:۰۰ روز چهارشنبه یازده دی در سرای اهل قلم وزارت ارشاد به نشانی خیابان فلسطین، پایین‌تر از انقلاب، خیابان خواجه نصیر برگزار خواهد شد. آکادمی فانتزی به این وسیله از همه‌ی علاقمندان دعوت می‌کند در این مراسم با ما باشند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: آرمان    |    | نظرات()

مرجع ژانر علمی-تخیلی فانتزی در ایران

 

آکادمی فانتزی

 

 

امروز نمی‌خواستم مطلبی بذارم اما خب، گذاشتم! دوتا هم گذاشتم!!.... اما چیزی رو امروز براتون دارم معرفی می کنم که مطمئن هستم اگه بهش علاقه داشته باشید بسیار براتون دلچسبه و شاید اصلن زندگیتون رو یک جوره دیگه بکنه (همینطوری که برای من رو یک جور دیگه کرد).

چیزی که امروز آماده کردم، یک معرفی سایت هست. سایتی به نام (اون بالا هم نوشته) آکادمی فانتزی. امیدوار هستم که اسمش رو شنیده باشید (هرچند نشنیده باشید، افتخار معرفیش برای منه). اما اگه تا به حال نشنیدید، اصلن خودتون رو ناراحت نکنید، به هیچ عنوان دیر نشده.

این سایت با این نشانی http://www.zirabious.org قابل دسترسی است.

 

حالا این سایت در مورد چی هست؟

این سایت در مورد ژانرهای علمی-تخیلی و فانتزی است. ژانری که متاسفانه درایران بسیار مهجور و ناشناخته باقی مانده و البته دید منفی بسیاری از والدین! (اگه هری پاتر خوان باشید، متوجه میشید که منظورم چیه) در گوشه نشینی این دو ژانر (به ویژه فانتزی)  تاثیر بسیاری داشته است.

هدف سایت، گردآوری داستان‌ها، مقاله‌ها، معرفی‌ها (چه معرفی یک کتاب، چه معرفی و توضیح یک فیلم و چه....) و همچنین دور هم جمع کردن دوست‌داران این گونه از ادبیات است. به نظر می‌رسه که در این دو کار هم تا به حال موفق بوده، هرچند که تعداد اعضاش اندکی کمی (اندکی که نه ولی خیلی کم.).

 

این سایت چندتا قمر هم داره که به این قرار:

1-       دانشنامه‌ی آزادِ ع.ت.ف (علمی-تخیلی فانتزی): که بسیار مورد علاقه‌ی من هست. تو این دانشنامه که به روش ویکی اداره می‌شود شما می‌تونید اطلاعات بسیاری در مورد شخصیت‌ها، داستان‌ها، اساطیر ملل مختلف، انیمه‌ها و مانگاها و بسیاری دیگر به دست بیاورد و خودتان هم اگر چیزی در این زمینه دارید به آن بیافزایید. با این نشانی در دسترس است:

http://wiki.fantasy.ir

 

2-       سایت انگلیسی آکادمی فانتزی: این قمر داستانک‌های برگزیده‌ی سایت را به زبان انگلیسی برگردان می‌کند و در کل هدفش معرفی ادبیات ع.ت.ف ایرانی به جهانیان است. که تا به حال با توجه به نظرات گذاشته شده، در این امر موفق بوده. این قمر با این نشانی در دسترس است:

 http://english.fantasy.ir

 

 

3-       گالری ع.ت.ف: این قمر همانطور که از اسمش پیداست در امر گذاشتن عکس ها و کمیک‌های ع.ت.ف مشغول هست. بهتون پیشنهاد می‌کنم که حتما یه سری بهش بزنید چون چیزهایی بسیاری عالی توش پیدا می کنید. این هم نشانیش:

http://gallery.fantasy.ir/

 

 

خب این هم از این. پیشنهاد من اینه که برید عضو بشید و از مطالبش استفاده کنید. بسیار عالی‌ست.

 

نکته: من به هیچ عنوان سودی از این معرفی نخواهم برد به جزء ثوابش (!!) و همچنین انجام رسالتم در زمینه‌ی معرفی و آشنا کردن دوستان با این ژانر.

 

پیشنهاد: این معرفی خودش در کل یه پیشنهاد بود ولی یه پیشنهاد دیگه هم دارم و اون هم اینه که اگه علاقه به داستان نویسی از نوع ع.ت.ف دارید حتما بعد از عضو شدن سری به فروم سایت و قسمت کارگاه داستان و داستانک نویسی آن بزنید.

 

هشدار: اگه احیانا عضو شدید و سری به فروم زدید، ممکنه که کمی سردرگم (بنا به اذعان دوستان دیگر) بشید که بعد از گذشت اندکی درست خواهد شد و با سیستم آشنا میشید.

 

نکته 2: من از 26 فروردین 87 (یک روز پیش از روز تولدم، دقت کنید که من امسال به دنیا نیومدم و بذارید لو بدم دیگه، متولد 70 هستم) عضو این سایت هستم و من رو می‌توانید با شناسه‌ی اَزازل (دقت کنید که اون ــَــ هست و نه کلاهی برای الف) در فروم سایت پیدا کنید.

 

همین دیگه چیز دیگه ای به ذهنم نمی‌رسه و فقط در پایان این رو بگم که این پایین هم یک مطلب جدید براتون دارم. بخونید.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 مهر 1387    | توسط: آرمان    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()

پیشگوی سیاه!

با سلام خدمت شما عزیزان. مطلبی که برای موضوع مورد بحث جدا کردم، می تونه مهر تاییدی باشه برای تاثیر ذهن بر جهان پیرامون. البته این مقاله در ادامه ی مقاله ی نخستین نیست، اما بی ارتباط با آن هم نیست:

 

 

آیا این جعبه ی سیاه می تواند آینده را پیش بینی کند؟

 

ظاهرا این دستگاه چهار ساعت قبل از حملات 11 سپتامبر به مرکز تجارت جهانی، از وقوع آن اگاه شده بود......

 

 

 

در انتهای زیرزمین قدیمی یک گتابخانه در دانشگاه در ادینبرگ، جعبه کوچک سیاهی وجود دارد که تقریبا به اندازه ی دو پاکت سیگار است که کنار هم قرار گرفته باشند. این جعبه دائما اعدادی را به طور تصادفی و بدون ترتیب، تولید کرده و نشان می دهند.

با نگاه اول، این جعبه بخشی معمولی از یک وسیله به نظر می رسد. در مرکز این جعبه که با یک قاب فلزی پوشیده شده است، یک ریز تراشه قرار دارد که پیچیده تر از ریزتراشه هایی که در ماشین حساب های جیبی امروزی وجود دارد، نیست.

اما طبق گفته ی گروه کثیری از دانشمندان صاحب نظر جهان، این جعبه قدرتی کاملا استثنایی دارد. آن ها ادعا می کنند که این جعبه به منزله ی چشم دستگاهی است که به نظر می آید توانایی نگاه به آینده و پیش بینی رویدادهای مهم جهان را با دقتی بالا داشته است.

ظاهرا این دستگاه چهار ساعت قبل از حملات 11 سپتامبر به مرکز تجارت جهانی، از وقوع آن ها آگاه شده است. اما در جو پرالتهاب نظریه های آن زمان در مورد توطئه، به سرعت این ادعاها رد شد. اما در دسامبر 2004، به نظر رسید که دستگاه، سونامی آسیا را درست قبل از زلزله در آب های عمیق که باعث وقوع آن فاجعه هولناک شد، از پیش خبر داده بود.

اکنون، حتی شکاکان نیز قبول دارند که این جعبه ی کوچک ظاهرا توانایی های غیر قابل توجیهی دارد.

دکتر "راجر نلسون"، محقق ممتاز دانشگاه پرینستون در ایالات متحده آمریکا و رئیس طرح تحقیقاتی مربوط به پدیده ی "جعبه سیاه" است. او می گوید:"این چیزی است که می تواند جهان را در حیرت فرو ببرد."

در تلاش برای فهمیدن اینکه چه اتفاقی می افتد، ما در مراحل اولیه هستیم. در واقع، تیری در تاریکی پرتاب می کنیم. تحقیقات دکتر نلسون که "پروژه آگاهی جهانی" نام گرفته است، در اصل از طرف دانشگاه پرینستون حمایت می شود و روی یکی از شگفت آور ترین آزمایش های طول تاریخ متمرکز شده است. هدف این پروژه، پی بردن به این موضوع است که آیا انسان ها در یک ضمیر ناخودآگاه با هم شریک هستند؟ آیا همه ی ما می توانیم بدون آنکه متوجه باشیم، از آن بهره بگیریم؟ دستگاه هایی شبیه به جعبه سیاه ادینبرگ، احتمال وسوسه انگیزی را مطرح می کنند و آن اینکه احتمالا دانشمندان، ناخودآگاه راهی را برای پیش بینی آینده کشف کرده اند. با وجود اینکه افراد زیادی، اهداف پروژه را دست نیافتنی فرض می کنند، این پروژه تاکنون 75 دانشمند معتبر از 41 کشور مختلف را به خود جذب کرده است. محققان دانشگاه پرونستون- جایی که اینشتین بیشتر اوقات عمر کاری اش را در آنجا گذرانده- در کنار دانشمندانی از دانشگاه های بریتانیا، هلند، سوئیس و آلمان روی این مسئله کار می کنند. همچنین این پروژه دقیق ترین و طولانی ترین تحقیقی است که تاکنون بر روی نیروهای غیر عادی ناشناخته انجام شده است.

"دیک بیرمن"، فیزیکدان دانشگاه آمستردام، می گوید: "اغلب پدیده های غیر عادی، اگر به مدت کافی مطالعه شوند، از بین می روند، اما این اتفاق برای پروژه ی آگاهی جهانی نمی افتد." اساس این پروژه، با کار شگفت انگیز پروفسور "رابرت یان" از دانشگاه پرینستون در اواخر دهه 1970 پایه گذاری شد. او یکی از اولین دانشمندانی بود که این پدیده ی غیر عادی را جدی گرفت. وی با توجه به کنجکاوی که درباره ی چیزهایی مثل تله پاتی، دورجنبانی-نیروی فراروانی فرضی برای حرکت اشیا بدون استفاده از نیروی جسمانی بدنی- و حس ششم داشت، مصمم بود که این پدیده را با استفاده از جدیدترین فناوری موجود مطالعه کند.

یکی از این فناوری های جدید، جعبه سیاهی با ظاهر معمولی به نام "مولد رویداد تصادفی" است. این دستگاه از فناوری رایانه ای استفاده می کرد تا یک رشته ی کاملا تصادفی از دو عدد صفر و یک را تولید کند، تقریبا شبیه به یک دستگاه سکه انداز الکترونیکی.

الگوی این صفر و یک ها (ماکزیمم ها و مینیمم ها) می توانستند به صورت یک منحنی چاپ شوند. قوانین احتمالات این طور بیان می کنند که مولد ها باید تعداد مساوی صفر و یک را پشت سر هم نشان داده و با یک خط تقریبا صاف، روی نمودار نمایش داده شود. هرگونه انحراف از این تعداد مساوی به یک منحنی صعودی منجر خواهد شد.

در اواخر دهه 1970، پروفسور یان تصمیم گرفت در مورد این موضوع مطالعه کند که آیا نیروی فکر انسان به تنهایی می تواند به طریقی در استنباط دستگاه و تولید این رشته از اعداد مداخله کند یا نه. او از میان عموم افراد جامعه، به صورت تصادفی، تعدادی را انتخاب کرد و از آن ها خواست که ذهنشان را روی دستگاه مولد اعدد او، متمرکز کنند. در واقع او از آن ها می خواست که سعی کنند دستگاه را وادار کنند که یک های بیشتری نسبت به صفرها تولید کند.

در آن زمان، این نظر نامعقولی بود. اما نتایج مثبت حاصل از این کار، حیرت انگیز بودند، هرچند تا به حال توضیح قانع کننده ای برای این نتایج ارائه نشده است.

براساس تمامی قوانین شناخته شده علم، نباید این اتفاق رخ دهد، اما این اتفاق افتاده و باز هم اتفاق خواهد افتاد.

دکتر نلسون علاوه بر کار در دانشگاه پرینستون، بعدها کار پروفسور یان را با استفاده از دستگاه های نمایش تصادفی اعادا، بر روی ضمیر گروهی افراد که در آن زمان در آمریکا بسیار رایج بود، ادامه داد. باز هم نتایج مبهوت کننده بود. به طور کلی، افراد زیادی می توانستند تغییرات چشمگیری را در الگوهای تولید اعداد به وجود آورند و آن زمان به بعد، دکتر نلسون درگیر این پروژه شد.

او 40 نمونه از دستگاه مزبور را از سراسر جهان با استفاده از اینترنت به رایانه آزمایشگاهش در پرینستون متصل کرد. این دستگاه ها، هر روز بدون وقفه کار می کردند و میلیون ها بیت اطلاعات مختلف تولید می کردند. اکثر اوقات، نمودار نتایج به دست آمده از این اطلاعات، کم و بیش شبیه یک خط صاف به نظر می رسید.

اما در 6 سپتامبر 1997، اتفاقی کاملا غیر عادی رخ داد. هنگامی که دستگاه ها در گوشه و کنار جهان شروع به گزارش انحراف زیادی از حد متوسط کردند، نمودار به سرعت رو به بالا رفت و افزایش ناگهانی و قابل ملاحظه ای در ترتیب اعداد نشان داد. آن روز از لحاظ تاریخی نیز مهم بود. چون آن روز، همان روزی بود که حدود یک میلیارد نفر در سراسر جهان، شاهد تشییع جنازه شاهزاده "دیانا" در صومعه وست مینستز بودند. دکتر نلسون متقاعد شد که این دو حادثه، باید به طریقی به یکدیگر مرتبط باشند.

آیا او می توانست پدیده ی کاملا جدیدی را کشف کند؟ آیا طغیان شدید عاطفی میلیون ها نفر می توانست روی خروجی دستگاه های او تاثیر بگذارد؟ این اتفاق چگونه امکان پذیر بود؟ دکتر نلسون از ارائه توضیح درباره ی آن عاجز بود.

بنابراین در سال 1998، او دانشمندان را از سراسر جهان گرد هم آورد تا با کمک آن ها، یافته هایش را تحلیل کند. آن ها نیز از پاسخ عاجز بودند و مصمم بودند که کار پروفسور یان و نلسون را به طور عمیق تری گسترش دهند. به این ترتیب پروژه ی آگاهی جهانی متولد شد.

از آن هنگام پروژه به شدت گسترش یافت، به طوری که تمام 65 دستگاه موجود در 41 کشور جهان، دائما برای ادامه بررسی ها عضو جدید می پذیرند تا به عنوان چشمان پروژه عمل کنند.

 تاکنون در مقیاس یکسان، نتایج، شگفت انگیز و غیر قابل توضیح بوده اند. چرا که در طی روند آزمایش، دستگاه ها از تمام رویداد های مهم جهان هنگامی که در شرف وقوع بودند، آگاه می شدند; از بمباران یوگوسلاوی توسط ناتو گرفته تا فاجعه زیر دریایی کورسک (Kursk، همونی که به گل نشست و تمام خدمش به خاطر تمام شدن اکسیژن خفه شدن) و یا انتخابات بلاتکلیف آمریکا در سال 2000. دستگاه ها همچنین به طور مرتب جشن های بزرگ جهانی را نشان داده اند، مانند جشن سال نو. اما این پروژه بزرگترین معما را در مورد 11 سپتامبر 2001 مطرح می کند.

هنگامی که جهان ساکت ایستاده و وحشت حملاتی که در نییورک رخ داده بود را نظاره می کرد، برای دستگاه ها اتفاق عجیبی در حال روی دادن بود.

دستگاه ها نه تنها حملات را همان طور که عملا اتفاق افتاده بودند ثبت کردند، بلکه تغییر خاصی در الگوی اعداد درست چهار ساعت قبل از آنکه دو هواپیما به برج های دوقلو برخورد کنند، نشان دادند. به نظر می رسید که این دستگاه ها به این موضوع پی برده بودند که حادثه ای بزرگ و تاریخی در شرف وقوع است، حتی قبل از آنکه مهاجمان سوار بر هواپیما شوند.

دکتر نلسون می گوید: "در آن زمان من متوجه شدم که کار زیادی در پیش رو داریم."

چه اتفاقی می توانست بیافتد؟ آیا اتفاق غیر عادی ای بود؟

ظاهرا این طور نبود. چون در هفته های پایانی دسامبر 2004، دستگاه ها بار دیگر روال عادی خود را از دست دادند. 24 ساعت بعد، زلزله ای در اعماق اقیانوس هند موجب وقوع سونامی شد که جنوب شرقی آسیا را ویران کرد و جان حدود 250 هزار نفر را گرفت.

بنابراین، آیا پروژه آگاهی جهانی وقعا می توانست آینده را پیش بینی کند؟

افراد بدبین به این نکته اشاره می کنند که همیشه تعدادی رویداد جهانی وجود دارد که می تواند برای توجیه مواقعی که این دستگاه ها به طور نامنظم کار می کنند، استفاده شود. با تمام این موارد، جهان ما گاهی پر از جنگ ها، وقایع ناگوار و حملات تروریستی است و گاهی شاهد برپایی جشن های جهانی است. آیا دانشمندان صرفا تلاش می کنند تا به الگوهای موجود در اطلاعات پردازش نشده دست پیدا کنند؟

گروهی که بر روی این پروژه کار می کند، تاکید می کند که این طور نیست. آن ها ادعا می کنند که از میان برداشتن و کشف چنین روابطی تنها با استفاده از ریاضیات قوی و روش های دقیق آماری ممکن است.

دکتر نلسون می گوید: "ما بینهایت مشتاقیم که بدانیم اشتباه کرده ایم. اما نتوانسته ایم هیچ اشتباهی پیدا کنیم و هیچ کس دیگری هم اشتباهی پیدا نکرده است."

اطلاعات ما به وضوح نشان می دهد که احتمال دستیابی اتفاقی به این نتایج، یک در میلیون است.

این موضوع بسیار مهم است. اما بسیاری از افراد همچنان در مورد صحت آن در شک هستند. پروفسور "کریس فرنچ" روان شناس و کسی که بیشترین شک را در مورد این پروژه دارد، می گوید: "پروژه آگاهی جهانی، نتایج واقعا چشمگیری را دربرداشت که نمی توان بی درنگ آن ها را رد کرد. من هم درگیر کارهای مشابهی هستم، تا ببینم که به همان نتایج می رسیم یا نه. ما هنوز موفق نشده ایم این کار را انجام داده و در مراحل اولیه تحقیق هستیم. شاید عجیب باشد اما چیزی در قونین فیزیک نداریم که امکان پیش بینی آینده را رد کند."

در حد نظریه، این احتمال وجود دارد که شاید زمان تنها به جلو حرکت نمی کند بلکه به عقب نیز حرکت می کند و اگر زمان مانند جزر و مد دریا نوسان داشته باشد، شاید پیش بینی حوادث مهم جهان ممکن باشد. در واقع ما باید بتوانیم چیزهایی را که در آینده اتفاق می افتد، در خاطر خود داشته باشیم. پروفسور بیرمن از دانشگاه آمستردام می گوید: "شواهد زیادی وجود دارد که زمان ممکن است به عقب برگردد (البته ایشون نظر شخصی خودشون رو گفتن و در علم فیزیک احتمال برگشت به گذشته ده میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد.... بار از رفتن به آینده کم تره.خ)" و اگر احتمال آن در فیزیک وجود داشته باشددر ذهن ما نیز می تواند اتفاق بیافتد. به اعتقاد پروفسور بیرمن، همه ی ما می توانیم آینده را پیش بینی کنیم، اگر فقط می توانستیم از قدرت نهفته ی ذهنمان استفاده کنیم. شواهد جالبی در تایید این نظریه وجود دارد.

دکتر "جان هارت ول" در دانشگاه اوترخت، اولین کسی بود که این حقیقت را کشف کرد که افرادی می توانند از آینده آگاه شوند. در اواسط دهه ی 1970 او الگوی ذهنی افراد را از طریق دستگاه های اسکن بر هم منطبق کرد و در نتیجه توانست الگوی فکری آن ها را بررسی کند.

او با نشان دادن کاریکاتورهای تحریک آمیز و ناراحت کننده به آن ها، کار را شروع کرد. دستگاه ها، فکر افراد مورد مطالعه را، درست زمانی که به شدت به تصاویر پیش رویشان واکنش نشان می دادند، ثبت کردند. این واکنش ها قابل پیش بینی بود. واقعیتی که توضیح دادنش بسیار مشکل است، این است که در بیشتر موارد، پبت این الگوهای شگرف، حتی چند ثانیه قبل از اینکه تصاویر نمایش داده شوند، شروع شد. گویا افراد مورد مطالعه دکتر هارت ول، به نحوی آینده را پیش بینی می کردند و تشخیص می دادند که چه زمانی تصویر زننده ی بعدی نشان داده می شود. این جریان، غیر عادی و ظاهرا توجیه ناپذیر بود.

اما 15 سال طول کشید تا فرد دیگری کار دکتر هارت ول را تکمیل کند، هنگامی که "دین رادین" یک محقق که در آمریکا مشغول به کار بود، افراد را به دستگاهی متصل می کرد که مقاومت پوستشان را نسبت به الکتریسیته اندازه گیری می کرد.

رادین هنگامی که مقاومت پوست را اندازه گیری می کرد، آزمایش های "واکنش به تصاویر" دکتر هارت ول را تکرار کرد. باز هم افراد چند ثانیه قبل از اینکه تصاویر تحریک آمیز به آن ها نشان داده شود، شروع به نشان دادن واکنش کردند.

این موضوع کاملا غیر ممکن بود، یا این که او، این گونه فکر می کرد، بنابراین آزمایش‌ها را تکرار کرد و باز هم همان نتایج قبلی را به دست آورد.

پروفسور بیرمن می گوید: "من هم باور نمی کردم. بنابراین خودم این آزمایش ها را تکرار کردم و همان نتایج را گرفتم. حیرت زده شده بودم و بعد از این جریان عمیق تر به ماهیت زمان فکر کردم." برای اینگه شگفتی موضوع روشن شود، پروفسور بیرمن می گوید که: "آزمایشگاه های پیشرفته اکنون نتایج مشابهی را به دست آورده اند، اما تاکنون آن ها را عرضه نکرده اند!؟"

او می گوید: "آن ها برای اینکه مورد تمسخر واقع نشوند، یافته هایشان را منتشر نخواهند کرد. به همین دلیل، من تلاش می کنم تا همه ی آن ها را ترغیب کنم که در یک زمان همه با هم یافته هایشان را منتشر کنند. این کار باعث می شود که حداقل گستره ی تمسخرها کم تر و خفیف تر باشد." چنانچه حق با پروفسور بیرمن باشد، آزمایش ها، دیگر خنده دار نخواهند بود.

ممکن است این نتایج به فراهم کردن یک پایه علمی محض برای چنین پدیده های عجیبی مانند آشنا پنداری، حسس ششم و موارد زیادی از کنجکاوی های دیگر که همه ما گاهی اوقات تجربه کرده ایم، کمک کنند.

همچنین ممکن است این احتمال جالب تر و دور از ذهن را پدید آورند که روزی بتوانیم نیروهای فراروانی را با استفاده از دستگاه هایی که می توانند در جریان ضمیر ناخودآگاه ما قرار بگیرند، اصلاح کرده و توسعه دهیم، دستگاه هایی مثل این جعبه سیاه کوچک در ادینبرگ.

درست همان طور که موتورهای مکانیکی را ساخته ایم تا جایگزین نیروی جسمانی شود، می توانیم روزی وسیله ای بسازیم که بتواند توانایی های فراروانی نهفته مان را افزایش داده و آن ها را تعبیر کند؟

دکتر نلسون خوشبین است، اما نه در کوتاه مدت، او می گوید: "ممکن است ما بتوانیم پیش بینی کنیم که یک رویداد جهانی مهم در شرف وقوع است، اما دقیقا نمی دانیم چه اتفاقی می خواهد بیفتد یا کجا قرار است اتفاق بیفتد."

به عبارتی می توان گفت که ما هنوز دستگاهی نداریم که بتوانیم به CIA بفروشیم!!

اما برای دکتر نلسون، صحبت کردن درباره ی چنین دستگاه های فراروانی_ با توانایی پی بردن به رویدادهای جهانی یا حملات تروریستی_ نسبت به معانی ضمنی کارش به عنوان یک انسان، از اهمیت بسیار کم تری برخوردار است.

چون ظاهرا چیزی که آزمایش های او ثابت میکند، این است که با این که همه ما به طور انفرادی عمل می کینم، به نظر می رسد که در چیز بسیار بسیار مهم تری شریک هستیم: در آگاهی جهانی.

او می گوید: "ما یاد گرفته ایم که جانوران عجیب الخلقه فردگرایی باشیم. ما با جامعه کار می کنیم تا خودمان را از یکدیگر متمایز کنیم. این درست نیست. ممکن است ما خیلی عمیق تر و بیشتر از چیزی که فکر می کنیم، با یکدیگر ارتباط داشته و متصل باشیم."

 

 

منبع: ماهنامه ی دانشمند، شماره ی پیاپی 535.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 مهر 1387    | توسط: آرمان    | طبقه بندی: تاثیر ذهن بر ماده و جهان پیرامون،     | نظرات()

تاثیر ذهن بر ماده ۲

تحقیقات قرن بیستم

از سال های دهه ی 1930 به بعد، علاقه مندی و توجه به سایکوکینز افزایش یافت، تا جایی که امروزه تحقیق درابره ی این موضوع به یکی از سریع الرشدترین حوزه های فراروانشناسی تبدیل شده است. در سال های گذشته، این مطلب به خصوص در ایالات متحده ی آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق صادق بوده است. با این حال، نتایج حاصل از مطالعات نظارت شده ی بالینی، متناقض بوده اند. برخی از این بررسی ها از نظر روان شناختی مورد حمله قرار گرفته اند و برخی دیگر را متهم به مشاهده ی آثار تقلب در آن ها کرده اند.

باید خاطر نشان کرد که با فراهم شدن شرایط ضروری و برخی الزامات، سایکوکینز واقعا روی می دهد و الگوهای وقوع آن به کمک آزمون ها و اشخاص تحت آزمون، شناسایی شده اند. ولی این مطلب را نیز می دانیم که الگوهای مذکور در هر شرایطی کاربردی نمی شوند.

در سال 1934 یکی از فراروان شناسان دانشگاه دوک در کارولینای شمالی به نام "جی.بی.راین" سلسله آزمون هایی را درباره ی سایکوکینز ترتیب داد. گرچه او نخستین کسی نبود که به مطالعه ی PK می پرداخت، ولی برای اولین بار اصطلاح "دریافت فراحسی"(لبته فکر کنم همون ادراک فراحسی باشه) یا ESP را وضع کرد و خود به بررسی آن پرداخت. این پژوهش ها منجر به حصول نتایج مهمی شد. فردی که در این زمینه مورد مطالعه ی راین قرار گرفت، یک قمار باز بود. او ادعا داشت که می تواند روی ریختن تاس اثر بگذارد و کاری کند که شماره یا ترکیبی از شماره های خاص به دست آید. ولی بعدا آزمون مدارک نشان داد که نتایج حاصل یکنواخت نیستند. بنا به دلایل مختلف، راین در انتشار یافته های خود شتاب نکرد: در آن زمان سایکوکینز به عنوان پدیده ای مشکوک تلقی می شد، او گهگاه از خودش به عنوان فرد مورد مطالعه استفاده کرده بود و دیگر این که بررسی های وی از کنترل بسیار ضعیفی برخوردار بودند. بالاخره راین زمانی یافته های خود را منتشر ساخت که یکی از دستیاران او اعلام کرد که افراد مورد بررسی، در بخش اولیه ی جلسات به نتایج بهتری در کار با تاس دست یافته اند و هرچه به مراحل انتهایی آزمون ها نزدیک تر می شدند، این نتایج ضعیف تر می شد. این ویژگی را به کاهش علاقه مندی افراد مورد مطالعه نسبت دادند که نمونه ی آن در آزمون های ESP نیز مشاهده شد.

راین در مقاله ی خود گزارش داد که براساس مشاهدات او به نظر نمی رسد که سایکوکینز با هیچ یک از فرایند های جسمی مغز ارتباط داشته یا حاصل هیچ کدام از قوانین مکانیکی علم فیزیک باشد. در مقابل، چنین می نماید که این پدیده، نوعی نیروی ذهنی غیر فیزیکی است که می تواند به وسیله ی برخی روش های قابل سنجش از نظر آماری، بر ماده اثر بگذارد و نتایج حاصل از آن را نمی توان به کمک دانش فیزیک شرح داد.

راین در ادامه به این نتیجه رسید که سایکوکینز و دریافت فراحسی، هر دو از این نظر که مستقل از فضا و زمان هستند، شبیه یکدیگرند. درواقع دریافت فراحسی یکی از بخش های ضروری فرایند سایکوکینز محسوب می شود و این هر دو برای هم اهمیت دارند. برای آنکه دریافت فراحسی بتواند بر یک جسم مادی که پرتاب شده است، اعمال اثر کند، لازم است در یک نقطه ی بحرانی از فضا و در لحظه ای تعیین کننده از زمان وارد عمل شود.

بررسی ها نشان دادند که هر دو پدیده ی سایکوکینز (PK) و دریافت فراحسی (ESP)، تحت تاثیر داروها، هیپنوز (خواب مغناطیسی) و حالت ذهنی فرد مورد آزمایش قرار می گیرند.

راین همچنین بر این اعتقاد بود که شفای معجزه آسا و درمان های جادویی طب عوام، از جمله پدیده های سایکوکینزی هستند که طی آن ها نوعی اثر روانزاد (سایکوژنیک)، بر بدن اعمال می شود و گاهی فاصله منبع این اثر از بدن زیاد است.

تحقیقات راین عصر جدیدی را در آزمون های مربوط به پدیده ی سایکوکینز آغاز کرد. تا قبل از سال 1940 بیشتر مشاهدات مربوط به سایکوکنیز، از طریق واسطه گری جسمانی و عموما در جلسات احضار ارواح که در تاریکی ترتیب می یافتند، انجام می شد.

در این گونه صحنه آرایی ها امکان اعمال هیچگونه کنترل علمی وجود نداشت و اغلب، اتهامات زیادی در ارتباط با تقلب و دوز و کلک بر آن ها وارد می شد. به دنبال کارهای راین، تجربیات مربوط به پدیده ی سایکوکینز را در دو طبقه تقسیم بندی کردند:"ماکروپی کی" یا حوادث قابل مشاهده و "میکروپی کی" یا اثرات ضعیف و خفیفی که با چشم غیر مسلح قابل رویت نبودند و نیاز به ارزیابی آماری داشتند. در این میان، تاکید بیشتری بر میکروپی کی می شد.

در اواخر دهه 1960، فیزیکدان آمریکایی "هلموت اشمیت"، روش جدیدی را برای آزمون میکروپی کی بوجود آورد. دستگاه اختراعی او که "سکه انداز الکترونیکی" نامیده می شد، براساس واپاشی تصادفی ذرات پرتوزا کار می کرد. با وقوع واپاشی، ذرات و پرتوهایی با سرعت هایی که تحت تاثیر دما، فشار، الکتریسیته، شرایط مغناطیسی یا دگرگونی شیمیایی قرار نمی گیرند، تشعشع می یابند. این گونه سرعت های تشعشعی کاملا غیرقابل پیش بینی اند و امکان دستکاری آن ها با کاربرد تقلب وجود ندارد.

در آزمون های انجام شده، از افراد مورد آزمایش خواسته می شد که با اعمال انرژی ذهنی خود، بر پرتاب سکه ها تاثیر بگذارند _به نحوی که بیشتر شیر یا خط بیاید یا چراغ های دستگاه در یک جهت خاص یا سمت مقابل آن روشن شوند.

برخی از افراد با موفقیت بر پرتاپ سکه ها تاثیر می گذاشتند.

دستگاه پرتاب سکه، نمونه ی اولیه ای از یک "مولد حوادث تصادفی" بود. وسیله ی اخیر که با استفاده از فنون رایانه ای کار می کند، اکنون نقش مهمی در بررسی دو پدیده ی "دریافت فراحسی" و "سایکوکینز" ایفا کرده و نتایج برجسته ای را در زمینه ی آزمون PK به دست داده است.

اشمیت نسبت به بررسی مسئله ی جود یا عدم وجود سایکوکینز در جانوران نیز علاقه مند بود.

در آزمون هایی که به عمل آمد، جانواران نتایج مثبتی به دست دادند ولی اشمیت دریافت که شرح این نتایج کار دشواری است. او این نظریه را مطرح کرد که شخصی آزمایش گر می تواند با استفاده از سایکوکینز ِ شخصی ِ خود بر جانور مورد آزمایش تاثیر بگذارد. اکنون درستی این نظریه به اثبات رسیده است و می دانیم که این عامل به صورت مانعی در برابر تمامی آزمون های "سای" در جانوران عمل می کند. اعلام اینکه توانایی سایکوکینزی مشاهده شده به جانور تعلق اشته است یا به فرد پژوهشگر، به صورت بالقوه غیرممکن است. به خاطر وجود این مانع، در زمینه ی آزمون های سایکوکینز در جانوران کار زیادی انجام نشده است. ولی هربار که چنین آزمون هایی انجام شده اند، راهبردهای اشمیت را به کار گرفته اند.

یکی از برجسته ترین تظاهرات ماکروپی کی چیزی است که اکنون "اثر گلر (Geller)" نامیده می شود. در طی دهه ا960، آزمون های ماکروپی کی بار دیگر محبوبیت پیدا کردند. در این زمان شخصی به نام "یوری گلر" با اعمال حیرت انگیز خود در زمینه ی خم کردن اجسام فلزی، تماشاچیان تلوزیون را مبهوت کرد. این کارهای شگفت در یک استودیو و نه در شرایط کنترل شده انجام شده بودند، و به نظر می رسید که با وارد آوردن چند ضربه و رسیدن به میزانی از تمرکز ذهنی انجام می شوند.

ضاهرا توانایی های گلر آنقدر قوی بودند که بنا به اظهار برخی از تماشاچیان اشیا و اجسام خانه ی آن ها نیز دستخوش تغییرات مشابهی می شد. منتقدان که عمدتا از شعبده بازان حرفه ای محسوب می شدند، ادعا می کردند که گلر از تردستی استفاده می کند. با این حال این گونه ادعاها به اثبات نرسیدند.

در سال 1968، شوروی ها مشهورترین سوژه ی مطالعات سایکوکینزی خود را به غرب معرفی کردند. او یک زن خانه دار اهل لنینگراد به نام "نینا کولاگینا"، متولد اواسط دهه 1920 میلادی بود. کولاگینا توانایی های خارق العاده ی خود را با حرکت دادن اجسام ساکن فراوانی که ابعاد و انواع گوناگونی داشتند، تغییر دادن مسیر اجسامی که از قبل در حرکت بودند و تاثیر گذاری بر فیلم عکاسی، به دانشمندان غربی نشان داد. همچنین گزارش شده بود که او از طریق سایکوکینز بر قلب قورباغه ای که از بدن جانور خارج شده بود، تاثیر گذاشته است. طی یک آزمون، کولاگینا ابتدا سرعت ضربان قلب را تغییر داد و سپس کاملا آن را متوقف ساخت. ازاین زن در حالی که به طور واضح اجسامی را در هوا شناور ساخته بود، عکس برداری شد. تاکنون، آزمون های ماکرو و میکرو سایکوکینز با متدولوژی های پیچیده و پیشرفت یافته، ادامه پیدا کرده اند و آزمایش کنندگان توجه خود را بر شرایط فیزیکی، واسطه های روحی و اشخاص دیگری که به نحو آشکار می توانستند بر اجرام و اجسام ساکن تاثیر بگذارند، متمرکز ساخته اند. آزمون های گوناگونی با نتایج متفاوت به انجام رسیدند. شخصی به نام "اینگو سوآن" که یک هنرمند اهل نیویورک بود، می توانست دمای اجسام نزدیک به خود را تا حدود یک درجه تغییر دهد و نیز قادر بود بر میدان مغناطیسی ای که یک قطب نما نشان می داد، تاثیر بگذارد.

در سایر آزمایش های سایکوکینز از جانوران و گیاهان استفاده شده است. برخی درمانگران کوشیده اند موش های زخمی را شفا دهند و رسیدن آب به دانه های جو را دگرگون سازند. در هر دو مورد، نتایجی تاثیر گذار به دست آمده است. در ریزسازوارگان و آنزیم ها نیز اثرات سایکوکینزی مشاهده شده اند.

در برخی موارد آثار حاصله خفیف اند و قابل مشابه سازی نیستند، ولی از نظر پژوهشگران این آثار نوید بخش دستیابی به یافته های بیشتری هستند که شاید بتوانند اطلاعات افزون تری را درباره ی فرایند درمان و التیام به دست دهند.

آن چه که درباره ی "اثر تداوم یافته" می دانیم، با این گونه آزمون ها در ارتباط است. یک مثال از آن، هنگامی است که فرد مورد مطالعه دما را بالا برده یا پایین آورده است و پس از رفتن او، بازهم افزایش یا کاهش دما ادامه می یابد. آبی که گفته می شود در دستان فرد شفا دهنده قرار گرفته و ظاهرا بر رشد گیاهان تاثیر داشته است، طبق ادعا، حتی پس از جوشانده شدن نیز اثر خود را حفظ می کند.

انواع دیگری از سایکوکینز نیز وجود دارند که مورد مطالعه قرار گرفته اند ولی تا حد زیادی به دیده ی شک و تردید به آن ها نگریسته می شود. چنین فعالیت هایی شامل شنیده شدن اصوات تکراری و غیر قابل توضیح، شکستن ظروف چینی و یا وقوع سایر فعالیت های اسرار آآااا

آمیز در یک خانه یا محطه ی کوچک اند.

گزارش های کاملا معتبر و تایید شده وجود دارد که در آن ها از پرتاب سنگ ها یا حرکت اثاثیه ی سنگین، هنگامی که هیچ کس در محل اصلی وقوع این حوادث یافت نشده یا در این باره اطلاع وجود نداشته است، سخن گفته اند.

در قرون وسطا، اغلب چنین می اندیشیدند که عامل این گونه رویداد ها شیاطین یا ارواح پلید هستند ولی در حال حاضر اعتقاد بر این است که این وقایع پر آشوب، نمودهایی از فعالیت های سایکوکینزی اند. نوع دیگری از فعالیت های سایکوکینزی آن هایی هستند که در آن اشخاص از سقوط تابلوها، توقف ساعت ها، یا به کار افتادن مجدد ساعت های متوقف شده و متلاشی شدن شیشه ها سخن گفته اند.

هم اکنون پژوهش درباره ی سایکوکینز در حوزه ی مراقبه و سایر حالت های دگرگون شده هشیاری در حال انجام است. همچنین برای بررسی وجود سایکوکینز "پس فعال (Retro-PK) نیز آزمایش هایی انجام می شود. در این گونه آزمون ها، فرد مورد آزمایش می کوشد تا پس از وقوع حادثه، بر حادثه ای نظیر ترتیب اعداد بیرون آمده از یک دستگاه "مولد رویدادهای اتفاقی" تاثیر بگذارد. مشکلی که در اینجا خودنمایی می کند، این است که نمی توان احتمال اثر سایکوکینز ناخودآگاه را که ممکن است در حین فرایند انتخاب اعداد از طرف فرد آزمایشگر یا آزمایش شونده بر دستگاه اعمال شود، منتفی ساخت.

گرچه دانشمندان عموما روی خوشی به سایکوکینز نشان نمی دهند، ولی بسیاری از فراروان شناسان اعتقاد دارند که آزمون های کاملا کنترل شده، وجود آن را اثبات کرده اند. با این حال، بررسی های آزمایشگاهی اکید، موید این قطعیت نیستند و نتایج کلی، چندان معنی دار نبوده اند. ولی به اعتقاد خیلی ها، انجام آزمون های مربوط به سایکوکینز، دریچه ی بازتری را به درک توانایی های ذهنی خواهد گشود.

ادامه دارد.....

منبع: ماهنامه‌ی دانشمند

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 شهریور 1387    | توسط: آرمان    | طبقه بندی: تاثیر ذهن بر ماده و جهان پیرامون،     | نظرات()

تاثیر ذهن بر ماده ۱

آیا جهان مادی از ذهن بشر تاثیر می پذیرد؟

 

طی دو قرن اخیر دانش بشر در زمینه ی شناخت ساز و کار سامانه یمدیریتی پیکر موجودات زنده (شامل هورمون ها و اعصاب) به پیشرفت های چشمگیری دست یافته است. اکنون دانش ما با آگاهی از ماهیت مواد شیمیایی درون ساخت (موسوم به ناقلان عصبی و هورمونی) و گیرنده ی آن ها، به شرح روشنی درباره ی چگونگی پیدایش و انتقال پیام های حسی و حرکتی دست یافته است. با این حال هنوز هم این بخش از جهان، یکی از ناشناخته ترین سرزمین های قلمرو دانش محسوب می شود. گرچه توسعه و تکامل سامانه ی مدیریت موجودات زنده، در پاسخ به نیاز آنان برای "ایجاد هماهنگی میان اجزای تشکیل دهنده ی پیکر آن ها" و "تنظیم عملکرد بهینه، در ارتباط با شرایط محیطی"، صورت پذیرفته است، ولی به نظر می رسد که آثار و نتایج حاصل از توسعه تکاملی آن به چیزی بسیار فراتر از رفع یک نیاز مادی ساده انجامیده است.

حتی با بررسی یک جاندار تک یاخته ای ابتدایی، نظیر آمیب یا پارامسی هم می توان به حضور نوعی احساس خودآگاهی فعال در موجود زنده پی برد که نمونه ی بسیار پیچیده و عالی آن را در انسان می بابیم.

هنوز هم دانش بشر در مواجهه با این واقعیت که چگونه کارکرد مادی سلول ها می تواند به دستاوردهای عجیبی نظیر خودآگاهی، ادراک و احساس شخصیت (Ego) بیانجامد، موضعی جز حیرت ندارد و هنوز هیچ توضیحی درباره ی ماهیت آن چه که "ذهن" نامیده می شود، در دست نیست.

از همه ی اینها شگفت انگیزتر حوادث و وقایع عجیبی هستند که نشان دهنده ی قابلیت ذهن در به چالش کشیدن قوانین شناخته ی شده ی علمی و تسلط بر مفاهیمی بنیادین نظیر فضا و زمان هستند.

بسیاری از ما در عالم رویا به وضوح شاهد حوادث و وقایعی بوده ایم که چندی بعد به حقیقت پیوسته اند (برای خود من که نشده، اگه برای شما شده حتما بگید)، دیده یا شنیده ایم کسانی توانسته اند از مهلک ترین شرایط بیماری، به نحوی معجزه آسا برهند. و یا تجربه کرده ایم که در تنگناهای زندگی، آنجا که همه ی عوامل مادی علیه ما بوده اند، ناگهان و به گونه ای توضیح ناپذیر همه چیز در جهت گشایش کار، دگرگون شده است. آنچه قطعی و مسلم به نظر می رسد، این است که در اینجا نوعی کارکرد ناشناخته می تواند به حصول نتایج متناقض با حقایق شناخته شده ی علمی بیانجامد. ولی چرا اینگونه وقایع، تنها به ندرت روی می دهند؟

چرا فقط درصد کمی از مردم، آن هم به صورت گاه و بی گاه می توانند وقایع آینده را پیش بینی کنند؟ چرا بشر همیشه به میل خود نمی تواند بر وقایع پیرامونی نظیر بارش باران اثر بگذارد؟ و چرا شفای معجزه آسا تنها در مواردی نادر روی می دهد؟

آیانوع بشر در آغاز یک مسیر تکاملی نوین به سوی دستیابی به گونه ای جدید از توانایی های بی سابقه حرکت می کند؟

دانش کنونی ما تنها در صورتی می تواند امیدوار به یافتن پاسخ این پرسش ها و تسخیر سرزمین های آن سوی دانش باشد که در وهله ی نخست از نفی کلی این گونه وقایع و نادیده انگاشتن پدیده های بی توضیح _ رویه ای که تاکنون در پیش گرفته است_ بپرهیزد و چشمان نزدیک بین خود را برای دیدن به شیوه ای نوین، بشوید.

****

 

سایکوکینز نوعی عامل ناشناخته موسوم به "عامل سای" (Psi Factor) است که از طریق آن، ذهن می تواند به نحوی بارز ولی نامرئی بر ماده اثر بگذارد. مثال هایی از سایکوکینز به اختصار PK نامیده می شود، عبارتند از "دور جنبانی" (Telekinesis) یا حرکت دادن اجسام از راه دور، خم کردن اشیای فلزی و تعیین نتایج حوادث و وقایع.

رویدادهای مذکور می توانند به صورت خود به خود یادر قالب عملکردی ارادی انجام شوند و این مطلب نشان میدهد که پدیده ی سایکوکینز ممکن است فرایندی با جنبه های توام آگاهانه و ناآگاهانه باشد.

 

تاریخچه

اصطلاح سایکوکینز ریشه ای یونانی دارد و از دو واژه ی "سایکی (Psyche)" به معنای "تنفس"، "حیات" یا "روان" و "کاینین" (Kinein) به مفهوم "حرکت دادن" تشکیل شده است. مدارکی از جهان باستان وجود دارند که از آن ها به مواردی از وقوع این پدیده اشاره شده است. این ها شامل شناورشدن در هوا، شفا یافتن های معجزه آسا، روشن بینی، ظاهر شدن ناگهانی اجرام و اشخاص، و سایر پدیده های روحی هستند که در نقاط گوناگون جهان به اعمال نیروهای خیر و شر توسط قدیسین یا جادوگران نسبت داده شده است. انجیل به نمونه هایی از این گونه وقایع اشاره می کند ; به عنوان مثال، ماجرای "پولس" و "سیلاس" مقدس که زمانی در "افه سوس" به زندان افتادند. آنان به دعا و نیایش پرداختند و هنگام نیمه شب غل و زنجیر از دست و پایشان فرو افتاد و درهای زندان به رویشان گشوده شد.

عقیده بر این است که احتمالا طلسم ها، نفرین ها و آیین های سنتی که برای دگرگون سازی شرایط آب و هوایی انجام می شوند، موجب برانگیختن سایکوکینز می گردند و کاربرد آنچه که "چشم زخم" خوانده می شود نیز در قالب این گونه امور طبقه بندی شده است.

در مکتب "روح گرایی" (Spritualism) نیز تظاهرات سایکوکینز به صورت پدیده های مورد ادعا نظیر تجسد و ترک قالب مادی، ظاهر سازی اجسام و اشخاص، شناوری در هوا، شنیده شدن صداهای تق و تق، بیرون دادن "اکتوپلاسم" و "سودوپودها"، نمود یافته اند.

در قرن نوزدهم میلادی، "دانیل داگلاس هوم" به خاطر توانایی شناور شدن در هوا و به دست گرفتن ذغال افروخته، بی آنکه بسوزد، شهرت داشت. در ضمن در همین دوران کسانی موسوم به "انسان های الکتریکی" معرفی شدند که دچار "نشانگان ولتاژ بالا" بودند. آنان می توانستند کارد و چنگال ها را به پوست خود جذب کنند و به یک اشاره ی انگشت، اسبا و اثاثیه را به سوی دیگر اتاق پرتاب کند.

در آغاز قرن بیستم، "رودی اشنایدر"، واسطه ی روحی که به خاطر توانایی های سایکوکنیتیکی خود در زمینه ی تجسد و "تله کینز" (دورجنبانی اجسام) شهرت داشت، مورد بررسی و پژوهش های روانی قرار گرفت.

منبع: ماهنامه ی دانشمند

نوشته شده در تاریخ جمعه 28 تیر 1387    | توسط: آرمان    | طبقه بندی: تاثیر ذهن بر ماده و جهان پیرامون،     | نظرات()

استحاله

با سلام خدمت شما دوستان گرامی. آخرین مطلبی که گذاشتم دقیقا برای 2ماه پیش بود. چقدر کم کاری؟!

اما بالاخره آزمون های میان ترم و پایانی هم تمام شد. کارنامه رو هم گرفتیم. دیگه تا 22 که احتمالا کلاس های پیشم آغاز بشه می تونم با آسودگی خیال بخورم و بخوابم و خلاصه کیف دنیا رو بکنم.

در ضمن حتما یه سری به وبلاگ جک های جدید و عکس و فیلم خ ف ن بزنید. با اینکه این وبلاگ همانند من خیلی وقته رکود داشته اما مطالب جالبی داره که نشان دهنده ی توانمندی مدیر آن می باشد. این وبلاگ از طنز نیرومندی برخوردار است. 

مطلبی هم که امروز آماده کردم ادامه ای است از سری مقاله های روح انسان:

 

استحاله

 

 

 

 

بسیاری از كسانی كه تجربه ی نزدیكی به مرگ را از سر گذرانده اند، تغییر عمده ای در زندگیشان پیدا شده. برای مثال كسانی كه خدا را باور نداشته اند و مرگ را پایان همه چیز می دانستند بعد از این تجربه عقیده شان تغییر پیدا كرده است. بعضی از مسیحیانی كه عقاید مذهبی متعصبانه دارند بعد از این تجربه دریافتند كه بهشت یك باشگاه اختصاصی برای پیروان مذهب آن ها نیست و در روز جزاء لزوما به آن شدتی كه انتظار دارد رفتار نمی شود.

یكی از كسانی كه این تجربه را از سر گرانده دكتر اسكات روگو مولف و محقق در اینباره چنین گفت:«‌ از مرگ بسیارمی ترسیدم زیرا می پنداشتم فهرستی از گناهانم پیش رویم می گذارند و برای هریك از آن ها می باید عقوبتی را از سر بگذرانم. اما وقتی تجربه ی نزدیكیبه مرگ پیش آمد همه چیز تغییر كرد. باور نمی كردم عقایدم اشتباه بوده. حالا معنای عبارت خدا محبت است را می فهمم. برای كسانی كه فكر میكنند مرگ بسیار بیرحم و هولناك است متاسفم.

تجربه ی نزدیكی به مرگ تجربه ای بسیار شخصی و خصوصی است. افرادی كه این تجربه را ازسر گزرانده اند ما بین دو احساس سرگردان می ماند: اول اینكه تجربه ای دلپذیر و آرامش بخش را تجربه كرده اند و باید آن را به دیگران منتقل كنند و دوم اینكه این تجربه باور نكردنی است و دیگران حرف های آن ها را نخواهند پذیرفت. كارل.د از نیویورك یكی از كسانی است كه چنین می اندیشد. او درهنگام ماهیگیری با یكی از دوستانش به درون رودخانه افتاد سرش به سنگ خورد و غرق شد.

« صدای حباب های آب را در اطرافم می شنیدم. دور و برم آب تیره و گل آلود می جوشید. و بعد رشته های نورانی ظاهر شد كه هر یك برنگی زیبا بودند. احساس شادی میكردم، در جزیره ای خیال برانگیز پا بر ساحل گذاشتم.

و بعد مردی به نزدیك من آمد. وجود او آرامشی شگفت در من به وجود آورد. او به من گفت بازگردم. فكر كردم شوخی می كند. اما او گفت بهتر است كه بازگردم زیرا زمان مرگم هنوز فرا نرسیده.

كارل.د یقین دارد كه تجربه ی او واقعی بوده، نه زاییده ی توهم. اما دریافته كه در میان گذاشتن آن تجربه با دیگران امریست بسیار مشكل و از نظر مردم بسیار باورنكردنی. درست مثل آن است كه بخواهید نقاشی را توصیف كنید بدون آنكه نام رنگ ها را بدانید. این واقعه ی باورنكردنی میان شما و خدایتان اتفاق می افتد. 

 

Metaphyasics_blog@yahoo.com

YAHOO ID=metaphysics_blog

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 تیر 1387    | توسط: آرمان    | طبقه بندی: دنیای ارواح،     | نظرات()

حلقه های کشتزار ۵

درود بر شما دوستان گرامی. خوب هستید؟ تندرستید؟ خوش هستید؟ اگه هستید که خوب خدا را سپاس. اگه هم نیستید، یعنی اکنون نیستید، ناامید نشوید. این نیز بگذرد.

خوب مطلب امروز آخرین بخش از مطالب دنباله دار حلقه های کشتزار می باشد.

در ضمن دوستان نظرسنجی در وبلاگ گذاشته شده است که اگه دوست داشتید می توانید به آن پاسخ دهید.

راستی تا یادم نرفته بگم که آقا رضا (دارنده ی وباگ تکنولوژی و اطلاعات عمومی)، من وارد وبلاگ شما نمی توانم بشوم. علتش رو نمی دونم. به هر حال از دستم ناراحت نشو. دوست گرامی. ازت سپاسگزام که برام دیدگاهت رو می گذراری.

شادی هایتان پایدار، غم هاتان بر باد، خوب و خوش تندرست باشید.....  آرمان

 

 

 

 

حلقه های کشتزار 5(پایانی)

 

 

حدس ها و یافته ها

 

 

ساز و کار بالا نشان می دهد که احتمالا تابش امواجی مانند مایکروویو که به صورت تک بر برخی از بندها اثر می کند، عامل پیدایش الگوی خمیدگی هاست. با توجه به پیچیدگی هندسی طرح ها، چنین می نماید که نوعی وسیله هدایت کننده ی اصلی(مانند یک رایانه) ، فرمان های نخستین را به یک داستگاه عمل کننده پایانی (مانند دستگاه زاینده ی پرتوها) می فرستد و این دستگاه دوم، اثر قابل مشاهده را بر بند های ساقه اعمال می کند.

 

چنان که گفته شد، حلقه های کشتزار عمدتا، در مزارع انواع مختلفی از غلات، به ویژه گندم و جو پدید می آیند، ولی می توان آن ها را در کشتزار های کلزا و علوفه یدامی یا حتی بر روی شنزار ها یا زمین های پوشیده از برف نیز یافت. آن ها در سراسر جهان مشاهده شده اند، ولی رخ دادنشان در نزدیکی مناطق باستانی شگف و خط برهنه ها فراوان تر است. آن ها حتی در داخل میدان های نظامی که رفت و آمد در آن ها ممنوع است و پیرامون شان را حصار کشیده اند نیز مشاهده شده اند.

بررسی خاک مزارع در بخش داخلی طرح های مربوط به حلقه های کشتزار توسط دانشمندی به نام «کالین اندروز» نشان داده است که میزان تشعشع میدان الکترومغناطیسی آن تا 100 درصد بیشتر از حد عادی است و گزارش های ارائه شده مشخص کرده اند دکه در سال های متعاقب این رویداد، منطقه تحت تاثیر، تا 40 درصد با افزایش محصول رو به رو شده است.

همچنین اندازه گیری های مربوط به گسیل انرژی آشکار ساخته اند که تا چندین روز پس از پیدایش حلقه ها، نوعی انرژی در محدوده ی فرکانس 5 کیلوهرتز از منطقه ساطع می شود که برخی از افراد حساس آن را در قالب صدایی لرزان می شنوند.

بسیاری از کسانی که از این حلقه ها بازدید می کنند، دچار واکنش های جسمی ویژه ای می شوند که از آن جمله می توان حالت تهوع، سردرد، سرگیجه، احساس قلقلک و درد های گوناگون اشاره کرد. مانند این نشانگان را می توان در ناخوشی های به دست آمده ار تاثیر پرتو رادیواکتیو مشاهده کرد.

گفته می شود که تلفن های همراه، دوربین های عکاسی، ساعت ها و به ویژه دستگاه های الکترونیکی که برای بررسی منطقه وارد آن می شوند، دچار اختلال می شوند و نیز ادعا می شود که قطب نمای هواپیماها در بالای این مناطق به صورت دیوانه وار به چرخش در می آید.

افرادی که شاهد پیدایش حلقههای کشتزار بوده اند، متوجه تابش سرخ رنگی بر سطح زمین شده اند. خمیده شدن گیاهان در پنج دقیقه روی می دهد و در این مدت هیچکس شخص یا وسیله ای که بتوان این رویداد را به آن نسبت داد، ندیده است.

در برخی موارد، پیدایش اشکال پیچیده ی این حلقه ها با برخی رخداد های عجیب و ناشناخته همراه بوده است که تاکنون هیچ توضیح قانع کننده ای در مورد آن ها، ارائه نشده است.

برای نمونه دیده شده است که سگ های مجاور یک منطقه در فاصله ی ساعت 2تا4 بامداد پارس کرده اند و صبح روز بعد، پیدایش حلقه ای در آن منطقه گزارش شده است. و یا دیده اند که احشام پس از ورود به محوطه حلقه ها بیمار می شوند. در دامنه تپه ها، متوجه وزش بادهایی عجیب شده اند و همچنین مشاهده ی گوی های نارنجی نورانی، شنیدن صداهای خش خش مانند عجیب و نمایان شدن پی در پی اشیای پرنده ناشناس، از دیگر رویداد های پس از آشکار شدن حلقه ها بوده اند.

منبع: ماهنامه ی دانشمند، شماره ی پیاپی 522

 

Metaphysics_blog@yahoo.com

YAHOO ID=metaphysics_blog

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 7 اردیبهشت 1387    | توسط: آرمان    | طبقه بندی: بشقاب های پرنده،     | نظرات()

۲۸ شهریور ۱۳۵۵ (۲)

بشقاب های پرنده در ایران؟ (2)

گزارش DIA و بازتاب رویداد

مدارک مربوط به این رویداد به خوبی توسط «سازمان اطلاعات دفاعی ایالات متحده ی آمریکا» موسوم به DIA جمع آوری و تایید شد و نسخه هایی از گزارش آن برای کاخ سفید، وزارت کشور، ستاد مشترک ارتش، سازمان امنیت ملی (NSA) و سازمان جاسوسی مرکزی (CIA) ارسال شد.

همراه گزارش DIA، فرمی وجود داشت که به ارزیابی کیفیت گزارش مربوط می شد. در این برگه تایید شده بود که:

الف) شئ مورد نظر را شاهدان متعددی که در نقاط مختلفی مانند شمیران، مهرآباد و بستر یک دریاچه خشک قرار داشتند، از چشم اندازهای متفاوت (زمین و آسمان) دیده اند.

ب) بسیاری از این شاهدان اشخاص معتبری بوده اند (ازجمله یک تیمسار نیروی هوایی، خدمه ی آموزش دیده ی پرواز، و یک متصدی مجرب برج مراقبت).

ج) مشاهدات بصری توسط رادارها نیز به تایید رسیده است.

د) سه فروند هواپیمای دیگر، رخ دادن آثار الکترومغناطیسی مشابهی را گزارش کرده اند.

ه) عده ای از خدمه ی پرواز، دچار برخی از آثار فیزیولوژیک (مانند مختل شدن دید شب به دلیل درخشندگی شئ مورد نظر) شده بودند.

و) قابلیت های رزمایشی مشاهده شده در شئ پرنده ی ناشناس، حالتی شگفت انگیز داشته اند.

بروید به ادامه ی مطلب....

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 فروردین 1387    | توسط: آرمان    | طبقه بندی: بشقاب های پرنده،     | نظرات()

۲۸ شهریور ۱۳۵۵ (۱)

با سلام خدمت شما دوستان گرامی. ببخشید که 4 روز بعد از نخستین روز بهار بهتون تبریک و شادباش می گویم. نبودم. وگرنه در همان روز نخست هم شادباش می گفتم و هم این مطلب رو در وبلاگ قرار می دادم.

نوروزتان مبارک. امیدوار هستم که برای تک تک شما دوستان سالی بسیار پربار و پر از شادی باشد. امیدوار هستم که غم هاتون در این سال بسیار زودگذر و کوچک باشد. امیدوار هستم که در درس ها، در خانواده، در زندگی مشترک و در کارهاتون سالی شیرین رو پیش رو داشته باشید. این جشن باستانی رو به همه ی شما شادباش می گویم.  آرمان

مطلب پایین عینا از مجله ی دانشمند شماره ی 533، اسفند ماه همین سال گذاشته شده است (البته با کمی تغییر در نگارش).

بشقاب های پرنده در ایران؟ (1)

28 شهریور 1355 را به یاد بسپارید

سال ها پیش، پیش از آنکه انقلاب اسلامی ایران

روی دهد، رویدادی در تهران رخ داد که هم اکنون

به عنوان «یکی از 10 پرونده ی برتر مربوط به

مشاهده ی اشیاء پرنده ی ناشناس در جهان»

مطرح شده است. در این حادثه، هواپیماهای

جنگنده ی ارتش ایران و « یک شئ پرنده

ناشناس» تا مرز درگیری پیش رفتند.....

دکتر عطاءا... جعفر آبادی (فرهی منش)

حوالی ساعت 12 و 30 دقیقه ی بامداد روز نوزدهم سپتامبر 1976 (28 شهریور ماه 1355 خورشیدی) به وقت محلی تهران، پست فرماندهی نیروی هوایی ارتش، چهار گزارش تلفنی از طرف شهروندان غیر نظامی ساکن در منطقه ی شمیران دریافت کرد که همه ی آن ها از روی دادن رویداد های ناشناخته ای در آسمان شبانگاهی شهر حکایت می کردند. برخی از تماس گیرندگان، به شئی مانند یک پرنده اشاره داشتند و برخی دیگر آن را همانند بالگردی با درخشش بسیار زیاد توصیف می کردند.

بررسی های پست فرماندهی نشان داد که در آن هنگام هیچ بالگردی که بتوان گزارش های داده شده را به آن نسبت داد، در ماموریت پرواز نبوده است و به این ترتیب «یوسفی» معاون عملیات، در جریان رویداد قرار گرفت. او نخست اینگونه عنوان کرد که شئی مورد نظر تنها یک ستاره بوده است. ولی پس از رایزنی با برج مراقبت فرودگاه بین المللی مهرآباد و مشاهده ی شخصی خود، که شئی بسیار بزرگ تر و نورانی تر از یک ستاره را در آسمان دید، تصمیم گرفت تا یک جنگنده ی فانتوم اف-4 را از پایگاهی هوایی در همدان واقع در 280 کیلومتری غرب تهران، مامور پرواز و رهگیری پرنده ی ناشناس کند.

هواپیمای اف-4 در ساعت 1 و 30 دقیقه ی بامداد، پایگاه را به سوی نقطه ای در 74 کیلومتری شمال تهران ترک کرد. خلبان و کمک خلبان اشاره کردند که سئی مورد نظر چنان درخشان بود که می شد آن را از فاصله ی 110 کیلومتری نیز مشاهده کرد. زمانی که هواپیما به فاصله ی تقریبی 46 کیلومتری پرنده ی ناشناس رسید، ناگهان تمامی دستگاه ها و وسایل ارتباطی آن از کار افتادند و به دنبال این رخداد شگرف، خلبان که ادامه ی تعقیب را ناممکن می دید، تصمیم به ناتمام گذاشتن ماموریت و بازگشت به پایگاه گرفت. شگفت انگیزتر آنکه به محض قطع تعقیب و تغییر مسیر در جهت پایگاه، مجددا دستگاه ها به وضعیت عادی بازگشتند.

بروید به ادامه ی مطلب....

 

 

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 فروردین 1387    | توسط: آرمان    | طبقه بندی: بشقاب های پرنده،     | نظرات()