آهنگ الیمپوس

طبق افسانه های قدیمی یونان باستان، تکنولوژی بشری به وسیله ی «ولکان یا هفیستون» که اولین فلزکار دنیا بود، آغاز شده است. کارگاه او محلی پر از جرقه فلز و آهن بود و در بالای کوه «الیمپوس» قرار داشته است. بعدها به محلی در «سیسیل» روی کوه «آتنا» نقل مکان نموده و در آنجا ماندگار شده است. طبق افسانه هادود خارج شده از دهانه کوه آتشفشان «آتنا» از کوره ی آهنگری خدا بلند می شده است. با این که مولف این دود برخاسته از دهانه تور مینا را به چشم دیده ولی نمی داند که آیا «هفیستوس» هنوز هم در کنار سندان خود مشغول چکش کوبی است یا نه!

طبق افسانه های یونان، بشر چهار مرحله ی تکاملی داشته است. اول عصر طلا بوده، بعد عصر نقره و به دنبال آن عصر برنز آمده و در آخر عصر آهن فرا رسیده است که ما در آن قرار داریم.

با اینکه آهن فراوان تر از طلا و مس است، اما ذوب کردن و تصفیه ی آن به مراتب مشکل تر است. افسانه های یونان باستان در مورد سیر تکاملی تکنولوژی فلزات، از نرم ترین آن ها یعنی طلا شروع کرده و به سخت ترین آن ها که آهن باشد، پرداخته است.

عصر سنگ که مدت طولانی ادامه داشت، به عصر مس ختم شد و با اینکه ابزار سنگی تکمیل شده به فراوانی به کار گرفته می شد، ولی ابزار و اسلحه های ساخته شده از مس نیز که حالت تفننی و تجملی داشته نیز دیده می شود. سپس عصر برنز، فلز سختی که از نه قسمت مس و یک قسمت قلع تشکیل می شد، فرا رسید. هزاره سوم قبل از میلاد به طور مشخصی عصر مس و برنز در سومریه و مصر باستان محسوب می شود. تصویر واضحی از چوگنگی و اولین محل پیدایش برنز در دست نیست. اما این را می دانیم که برای ترکیب مس که از صحرای سینا، جزیره ی کرت، قبرس، اسپانیا، پرتقال و سایر مناطق حاشیه ای در دریای مدیترانه که به فراوانی به دست می آمد، با فلز قلع کمیاب که از اتروری، گل، اسپانیا، کرنوال و بوهمی تهیه می شد، نیاز به تشکیلات عظیم حمل و نقل کوره های بزرگ و استادکاران ماهر داشته است که بتوانند حرارتی بیش از 1000 درجه ی سانتی گراد ایجاد نمایند.

 

 

 

 

 

 

 

برنز که آلیاژی از مس و قلع می باشد، فلزی محکم و با دوام است. مدت زمان می خواهد تا از ترکیب نه قسمت مس و یک قسمت قلع فلز بهتر و مقاوم تری تولید شود. با وجود این مصنوعات مسی باقی مانده از دوران قدیم در موزههای ما خیلی کم است. در صورتی که مصنوعات برنزی فروان است. انگار که نحوه ی ساختن آن به صورت ناگهانی رواج پیدا کرده و سرتاسر عالم آن عصر را فرا گرفته است. از جانب دیگر تشابه نوع مصنوعات برنزی که از قسمت های مختلف اروپا یافت شده اند، آنقدر زیاد است که می توانیم بپذیریم همه ی آن ها محصول یک کارگاه یا یک مکتب تکنولوژی بوده است.

تاریخ پیدایش برنز در آمریکای مرکزی و جنوبی نیز شبیه اروپا است. در آن جاها نیز این آلیاژ به صورتی ناگهانی ظاهر شده است. حال این سوال مطرح است که آیا کشف این نوع از آلیاژ از روی تجربه بوده است یا تصادف؟ این را نیز می دانیم که کشف این نوع آیاژ در دنیای قدیم و جدید، همزمان نبوده است. مس که از ترکیب برنز است از حدود سال 3500 قبل از میلاد در بین النهرین استخراج می شده است، اما در پرو از 2000 سال قبل از میلاد. (فلز آهن تا قبل از آمدن پیزارو برای اینکاها ناشناخته بود.)

دستیابی به نوع خاصی از صنعت فلزکاری توسط سرخ پوستان آمریکای جنوبی هنوز در پرده ی ابهام است. برای مثال زیورآلات پلاتینی که در کشور «اکوادور» پیدا شده این سوال بحث برانگیز را مطرح می کند که سرخ پوستان آمریکایی از کجا قادر بوده اند حرارتی بیش از 1770 درجه ی سانتیگراد را برای ذوب آن فلز ایجاد نمایند؟ باید بدانیم که ذوب پلاتین در اروپا فقط از دو قرن گذشته امکان پذیر شده است.

در ارزیابی از یک آلیاژ متعلق به دوران ماقبل تاریخ آمریکا، اداره ی استاندارد ایالات متحده آمریکا تایید نمود که ساکنان اصلی آمریکا دارای کوره هایی بوده اند که در هفت هزار سال قبل قادر به ایجاد حرارت بیش از 9000 درجه ی سانتیگراد بوده اند، اما هنوز یک توضیح قانع کننده که چگونه چنین اقدام تکنیکی پیشرفته در 5000 سال قبل از میلاد امکان پذیر بوده، داده نشده است.

مقبره «چاوچو» (256-316 میلادی) یک ژنرال چینی نیز دارای رمز و راز است. وقتی یک حلقه ی فلزی موجود در این مقبره از طریق اسپکتروسکوپ تجزیه ترکیب شده نتیجه ی ترکیب 10%مس_5% منگنز و 85% آلومینیوم را نشان داد. در صورتی که طبق مدارک علمی موجود آلومینیوم برای بار اول توسط «اورستد» و از طریق روش شیمیایی در سال 1825 به دست آمده است و برای اینکه نیاز صنایع به این فلز بر طرف گردد. بعدها روش استخراج از طریق الکترولیز متداول گردید به هر حال وجود آن حلقه ی یافت شده در مقبره ی «چاوچو»، چه از طریق شیمیایی و چه از طریق الکترولیز در قرن سوم میلادی عجیب و غیرعادی است، اما بی شک این مسلم است که تنها این حلقه تولید نشده است.

ستونی آهنی به نام منارکاتب در دهلی نو که 6 تن وزن 7.5 متر ارتفاع دارد از عجایب دیگر است. زیرا بیش از دو هزار و پانصد سال است که در مقابل هوای گرم و شرجی و استوایی هندوستان و باران های سیل آسای موسمی آنجا دوام آورده و هیچگونه اثر زنگ زدگی در آن دیده نمی شود و این حاکی از پیشرفت فن در تولید فلزات هند باستان است. علاوه بر آن ذوب و ریختن یک چنین ستون فلزی بزرگی در هیچ جای دیگر صورت نگرفته، مگر در سال های اخیر و در قرن بیستم. تولید آهن ضد زنگ توسط تکنولوژی بالای امروزی امکان پذیر شده است، اما دستیابی به آن در 415 قبل از میلاد جای شگفتی دارد. آن ستون مانند شاهد خاموش به نظاره ی سنت های علمی ناپیدا در جای جای دنیا ایستاده است. مردان خلاقی که تاریخ آنان را فراموش کرده است، مردان آفرینشگری که پاسخ معماهای تاریخ تکامل علم را در سینه های خود حفظ داشتند، و با خود به گور برده اند.

منبع: کتاب تمدن های روزگاران پیش از نوح، نشر کلبه

در ضمن مطلب بعدی یه مطلب فوق العاده و خیلی جالب از پیشگویی های نوسترآداموس درباره ی جنگ جهانی سوم است.

Metaphysics_blog@yahoo.com

YAHOO ID=metaphysics_blog



نوشته شده در تاریخ جمعه 7 دی 1386    | توسط: آرمان    | طبقه بندی: باستان شناسی اسرار آمیز،     | نظرات()